مجله آرومانز - کلیپ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


سکس با خواهر زن دايي
 
پونه خواهر زن رویایی من
https://shahvani.com/dastan/پونه-خواهر-زن-رویایی-من
Translate this page
Nov 2, 2017 – خواهرزن. ده سالی میشه ازدواج کردم، از همون لحظه اول تو مراسم خواستگاری چشمم پونه رو گرفت. به خودم کلی بد و بیراه میفرستادم که چرا با اون آشنا نشدم و …. حدودا یکسال از اون موقع گذشت و فعلا خبری از سکس با پونه نشد، البته دیگه مثل سابق خودشو نمی پوشونه و هر جا که بشه و کسی نباشه یه لب، یه بوس از سینه و کسش …
خواهر زن داداش | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/خواهر-زن-داداش/
Translate this page
Jun 25, 2011 – اسم من محمود25 سالمه این داستان پارسال اواخر مرداد هستش با خانواده رفته بودیم شمال که چند روزی انجا بودیم که برادرم زنگ زد وگفت که من و خانمم به همراه نازننین خواهر خانمم داریم میاییم ویلا شمال من حتی به فکرمم نمی رسید که با نازنین سکس کنم از قضا برادرم با خانمش و…
داستان سکس با روشنک (خواهرزن) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-روشنک-خواهرزن/
Translate this page
Jul 15, 2010 – داستان سکس با روشنک (خواهرزن). luglio 15, 2010 di iransms. زنم خیلی خشكله و یه خواهر كوچكتر از خودش هم داره كه الان ازدواج كرده من بیرون از شیراز زندگی میكنم و یك ماه به یك ماه خانواده زنم را نمیبینم .عید نوروز امسال كه خانواده خانمم به دلیل مشكلات نتونستن به اینجا بیان فقط روشنک تنها تونست بیاد خونه ما. من از قبل …
داستان سکس با خواهرزن | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/15/داستان-سکس-با-خواهرزن/
Translate this page
Jul 15, 2010 – من یه خواهر زن داشتم که 7سال از زنم کوچکتر بود 18ساله بود.همیشه از طرز نگاه کردنش حدس میزدم که ازمن بدش نمیاد .چندبار که شب خونمون مونده بود نصفه شب میرفتم سراغش وسینه هاش و میمالیدم سینه هاش خیلی خوش فرم وسفت بود ودستمو میکردم توشرتش .همیشه کسش خیس بود بعضی وقتها هم کیرمو…
محسن و خواهرزن حشری | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشری
Translate this page
Apr 24, 2017 – محسن و خواهرزن حشری سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر زن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه ای،رونای پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم…

 







NS